يه شب در تاريكي ، ماه يواشكي پر غرور و متكبر در گوش شب بوها به ارومي زمزمه كرد كه :

"زيبا تر از وجود من پيدا نميشود" گل هاي شب بو ، به راحتي حرف ماه رو قبول كردند. چون در تاريكي شب چيز ديگري رو نمي ديدند ،فقط ماه رو با نور خيره كننده اش مي ديدند.

گل هاي شب بو تصميم گرفتند از اين به بعد شب ها بيدار مانده و ماه رو نگاه كنند و ان قدر مجذوبش ميشدند كه از زيباييش سير نمي شدند.

روز كه از راه مي رسيد خستگي به انها مجال نمي داد و به خواب مي رفتند.

من خيلي دلم مي خواد كه يكي از روزهاي خدا ، گل هاي شب بو به كلك ماه پي ببرند و بدونند كه ماه زيبايي خودش رو از خورشيد قرض گرفته و خورشيد علاوه بر نثار زيباييش ، با عظمت كنار مي ره تا ماه تك و تنها بدرخشد.

r0p8ut.gif

/ 6 نظر / 9 بازدید
محمد.م.ش

سلام پستتون خيلی جالب بود احساس ميکنم که ما انسانها هم به گونه ايی با اين مسئله مواجهيم. به اميد روزی که همه انسانها سر از لاک بيرون بياورند و پی به حقيقت ببرند. سرای کهنه ايی دارم خوشحال ميشم سری بزنی

سهيلا

امدم!!! چون تو گفتی بيا امدم امدم تا با تو باران را ببويم امدم تا با تو معصوميت کودکيم را نقاشی کنم امدم تا با ماه تو همنشين ستاره هايت شوم امدم!!!

سعيد

سالها میگزرند وما انچه باید ببینیم نمی بینیم وسخنهایمان را بابیهودگی رسمی میدانیم سلام من آپم سر بزن خوشحال ميشم تا بعد

شهرام

تو رو دیدم توی آینه چه قشنگه اون نگاهت چشم من خیره به راهته من وبا خودت ببر دستم وبگیر تو دستات دلم وتنها نبر من واون ناز نگاهت منو اون عطر نفسهات شبونه دیونه میشم بی تو توی خواب ورویا ساده بودم ساده خواستم که بمونم گفتم شاید که یه روزی بشی تو مست ودیوونه ام من همونم من همونم همونکه ساده وتنهاست همونکه شده دیوونه همونکه در پی دریاست غم دل با تو نگویم حرف دل با تو بگویم راز دل با کس نگویم عطر تو هر شب ببویم مست گردم مثل لیلی مثل شیرین مثل عاشقهای دیرین تقدیم به تو

سهيلا

سلام دوستمن دلنوشته جديدم: سپيدی عشق

مينا

سلام مهربونم واقعا زيبا بود ممنون به کلبه ی من سر زدی اگه ميخوای بدونی فرق تو با عشق زندگی و گل چيه؟ به کلبم بيا و بخون موفق باشی