فرزند خوانده

 

معلم كلاس اول دبستان، مفهوم خانواده رابا نشان دادن يك عكس به بچه ها توضيح مي داد. پسر بچه اي در عكس بود كه موها و چشمانش با بقيه متفاوت بود. يكي از بچه هاي كلاس گفت:"اين بچه مال اين خانواده نيست، حتما او را به فرزند خواندگي قبول كردند." ناگهان يكي از شاگردان كلاس بلند شد و گفت :

"من، من مي دانم فرق بچه اي كه به فرزندي پذيرفته مي شود با بقيه بچه ها در چيست ! بچه اي كه در يك خانواده به دنيا مي ايد در شكم مادرش رشد كرده، اما بچه اي مانند من كه محبوب دل دو انسان واقع مي شود به جاي رشد در شكم مادر در روح و قلب او رشد ميكند..."

313sjdd.jpg

این شعرم تقدیم میکنم به عزیزترین عزیز زندگیم سعید به داداش گلم که خیلی وقته ندیدمش و دلم به اندازه ی همه ی ستاره های اسمونای پر ستاره براش تنگ شده دعا کنین بتونم هر چه زودتر ببینمش تا بتونم فقط با عشقم محبتاشو جبران کنم .

وقتي مياي صداي پات از همه جاده ها مياد

ايگار نه از يه شهر دور كه از همه دنيا مياد

تا وقتي كه در وا ميشه لحظه ي ديدن مي رسه

هر چي كه جاده ست رو زمين به سينه ي من مي رسه

اي كه تويي همه كسم بي تو ميگيره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هر چي مي خوام مي رسم

 

وقتي تو نيستي قلبمو واسه كي تكرار بكنم

گلهاي خواب الوده رو واسه كي بيدار بكنم

دست كبوتراي عشق واسه كي دونه بپاشه

مگه تن من ميتونه بدون تو زنده باشه

اي كه تويي همه كسم بي تو ميگيره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هر چي مي خوام مي رسم

عزيزترين سوغاتيه غبار پيراهن تو

عمر دوباره ي منه ديدن و بوييدن تو

نه من تورو واسه خودم نه از سر هوس مي خوام

عمر دوباره ي مني تورو واسه نفس مي خوام

 

اي كه تويي همه كسم بي تو ميگيره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هر چي مي خوام مي رسم

خواهر کوچولوت سارا

tn?sid=2357815398&mid=ABZFv9EAAAq6RkmygwQg%2blIvrR8&partid=8&f=300&fid=Inbox

/ 75 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا(دختر مهربون)

سلام سلام بدو بيا تولده جا نمونی بيا تو جشن و شادی ما تو هم شريک باش منتظرتيم دير نکنی اومدی کادو يادت نره راستی همه دوستاتم دعوتن همشونو بيار